کد خبر: ۷۳۰۹۰۷
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
تعداد بازدید: ۲۲۷
تا حالا مشهد رفتی؟ یعنی حرم امام رضا (ع) رفتی؟ برای فاطمه دعا کن. می‌گن تو سرش یه غده داره...
به گزارش خبرداغ ، هر سال تابستان که می‌شود، ساکنان روستاهای اطراف بینالود با دام‌هایشان به جاده‌ی مشهد ـ نیشابور می‌آیند و چادرهایشان را برای دو ماه زندگی در آنجا به پا می‌کنند. برنامه‌ هر ساله‌شان این است که مازاد محصول دام‌هایشان را از کشک و کره بگیر تا ماست چکیده و خامه بفروشند. فروش دوماهه که تمام می‌شود، میانه‌ شهریور دوباره برمی‌گردند به روستایشان.

«خاله کبری» بزرگ روستاست و حالا دارد روزهای 91 سالگی را از پی هم می‌گذراند. هر روز صبح سرش را از سیاه‌چادر بیرون می‌آورد و چشم می‌دوزد به دورها؛ یک جوری که انگار دارد، خاطرات خوب گذشته‌ را یکی یکی دوره می‌کند. کنارش که می‌نشینی برایت کلی حرف دارد از آن روزهای خوب، کلی خاطره دارد از آن روزها که یک دختر زیبای جوان بوده. هنوز هم خنده‌های زیر زیرکی و یواشکی دارد.

خاله کبری خوش‌صحبت است و همیشه هم بساط چای ذغالی‌اش به راه. اما این غمی که در صورتش و در عمق چشمانش می‌بینی برای بیماری دخترش (فاطمه) است. عکاسی که این تصویر را ثبت کرده، می نشیند پای درد دل خاله کبری. برای گپ و گفت دم غروبشان.

قصه‌ی غصه‌ی خاله کبری+تصاویر

از حرم امام رضا (ع) می‌گویند و طوری با دقت گوش می‌کند و درباره‌ حرم از عکاس می‌پرسد که انگار هیچ‌وقت پایش به مشهد باز نشده است. اینجاست که اشک توی چشمان خاله کبری جمع می‌شود و می‌گوید: «تا حالا مشهد رفتی؟ یعنی حرم امام رضا (ع) رفتی؟ برای فاطمه دعا کن. می‌گن تو سرش یه غده داره...اگه دوباره رفتی حرم امام رضا (ع) برای من و فاطمه دعا کن... دعا کن.»

قصه‌ی غصه‌ی خاله کبری+تصاویر

منبع: ایسنا
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظر شما
در زمینه ی انشار نظرات مخاطبان رعایت چند نکته ضروری است
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید خبر داغ مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است خبر داغ از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب, توهین یا بی احترامی به اشخاص ,قومیت ها, عقاید دیگران, موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است. نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.
نام:
ایمیل:
* نظر: