کد خبر: ۷۸۲۱۳۵
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۴
تعداد بازدید: ۱۲۱۳
پاسخ به یک شلخته نگاری رسانه ای هزار دستان زمانه؛
اصلاح طلب نبوده و نیستم. سال 76جاسوس احمدی نژاد در ستاد اصلاحات بودم.من به دستور رحیم مشایی انجمن اسلامی معلمان بهارستان را در غرب استان تهران با جمعی از دوستان خودفروخته و مزدور اجنبی ام راه انداختم.من نبودم که یادداشت "یک ظریف کافی نیست "را در روزنامه بهار آن هم در دولت اول روحانی نوشتم و گفتم روحانی با این وزرا به ترکستان می رود.همون یادداشتی که کیهان در موردش نوشت اصلاح طلبان عبور از روحانی را کلید زدند.باور کن برادر عباد اون یه فرهاد ترابی دیگه است، من پایدارچی ام و رانت خوار.
من اعتراف میکن
خانم آذر پیک، آقای ربیعی، برادر عباد! من به مهمه چیز اعتراف می کنم.آقا اصلا من اشتباهی ام. ،آقا این چراغ قوه رو بگیرید اون طرف، تاریک خانه اشباح ما رو بیشتر هویدا نکنید.من به همه چیز اعتراف می کنم.دیگه عذاب وجدان بسه من طاقت ندارم.



*من اعتراف می کنم:



رتبه 59کنکور سراسری نبودم و تا سوم ابتدایی بیشتر درس نخوندم .حسین مقصودی بنده را از روستای سررود به مجلس آورد، بعد گفت بیا خیریه بزن، من اصلا این بچه های زمین و آسمان رو نمی شناسم.گفت از الان تو معلمی، فوق لیسانس علوم سیاسی هم داری .منم گفتم لابد این نمایندس میتونه جواب بده.گفتم حسین آقا ما لو می ریم. گفت نترس من هستم.همه مدارک رو جعل کرد.گفتم آقا همه توی صد تا شرکت میشن هیئت مدیره، ما رو نذار خیریه نذار....گوش نکرد...



*من اعتراف می کنم.



هر چند ورودی و خروجی بچه های آسمان در بانک توسعه تعاون سبزوار مشخصه، ولی خواهش می کنم نرید سراغ حساب ها که شرمنده دروغاتون میشید،من همه چیز رو میگم. ممنونم.در ضمن من بودم که با ارز دولتی جنس وارد کردم و سه برابر فروختم،که الان دادگاه دارم ،اگه زودتر بذارید برم ممنونم.



*من اعتراف می کنم



اصلاح طلب نبوده و نیستم. سال 76جاسوس احمدی نژاد در ستاد اصلاحات بودم.من به دستور رحیم مشایی انجمن اسلامی معلمان بهارستان را در غرب استان تهران با جمعی از دوستان خودفروخته و مزدور اجنبی ام راه انداختم.من نبودم که یادداشت "یک ظریف کافی نیست "را در روزنامه بهار آن هم در دولت اول روحانی نوشتم و گفتم روحانی با این وزرا به ترکستان می رود.همون یادداشتی که کیهان در موردش نوشت اصلاح طلبان عبور از روحانی را کلید زدند.باور کن برادر عباد اون یه فرهاد ترابی دیگه است، من پایدارچی ام و رانت خوار.الانم که کرباسیان افتاد! واویلا فردا باز این ارزهایی که گرفتم رو لو میده .....تا یادم نرفته بگم ابوالفضل لعل بهادر از بچه های خیریه بچه های آسمان همون ابوالفضل میرعلی ثامنه ریش گذاشته شناخنه نشه.



*من اعتراف می کنم



 رمل و اسطرلاب و دعا رو از مشایی در محله نارمک تحویل گرفتم ،بردم ریختم جلو پای آقای عارف اصلاح طلب که در مجلس دهم نطقش کور بشه و هیچ حرفی نزنه.اصلا با اورادی که من خوندم عارف شاخ اصلاح طلبان دو ساله روزه سکوت گرفته،هر چی می خواست بلند بشه از برادر عباد دفاع کنه، این دعاهای من نمی ذاشت.پسرش گفت من ژن برترم، من باعث و بانی شدم.من باعث شدم پسر دکتر ربیعی بره دبی شرکت بزنه و باباش یه خیریه رو توئیت کنه و از کشف بزرگش کیف کنه .اگر در جریان قتل های زنجیره ای هم اینطوری انتقام گیری شخصی می کرده ،که بابا دمش گرم.ببخشید چشم!



*من اعتراف می کنم:



در جلسه ای که یکی از معاونین ربیعی گفت مقصودی من به نیت پدرت روزه گرفتم و الان که اذانه به نیت ایشون افطار می کنم و با گریه گفت تو رو خدا بگذر از استیضاح ربیعی ؛نمی خواستم باشم ، ولی حسین مقصودی به زور منو برد.من گفتم آخه نمیخوام گریه یه مرد رو ببینم، اونم به خاطر پست وزارت.البته من تحت شکنجه هم اینقدر شرف دارم، نام اون رئیس سازمان رو نیارم!هر چند من صفحه اینستاگرام ندارم از افشای اسناد خصوصی مردم لذت ببرم.



*من اعتراف می کنم:



شب قبل استیضاح پیشین ربیعی، اون کسی که برادر آقای وزیر،مدام بهش زنگ می زد و می گفت بگو گوشی رو جواب بده مقصودی و بیا ما رو ببر خونه مقصودی !من نبودم .باور کنید اینا همش دروغه! اصلا حرکت های آقای ربیعی همش بر پایه اخلاق و مروته ،ما فقط داریم با خیریه پولشویی می کنیم.ما خیلی کثیف هستیم.اونا تمیزند.



*من اعتراف می کنم:



پسرم مانی با پولای خیریه رفت کانادا، بغل خونه محمدرضا خاوری خونه گرفت، از سر کوچه اولین خونه متعلق به خانم سلن دیون خواننده تایتانیکه، بعد خونه مانی، بعد خاوری.



*من اعتراف می کنم:



تا پیش از مدیر دفتری مقصودی علیرغم 18سال معلمی مستاجر بودم تهران ،الان یه پنت هوس از پولای بهزیستی خریدم کامرانیه، شبا پشت بوم با علی دایی بیلیارد بازی می کنیم! ولی از وقتی شنیده پولای بهزیستی رو خرج کردیم ،منو بازی نمیده. میگه از تو و نماینده سبزوار و کرمانشاه بدم میاد.منم میرم زل میزنم به خونه اون نماینده اصلاح طلب در نیاوران و می گم آخه تو یه چیزی بگو!



*من اعتراف می کنم:



عروسی برای معلولین و خانه سازی برای دو نفر که یکی از آنها در بیغوله زندگی می کرد (با کمک کمیته امداد ،فرستادن مادر و دختر 10 ساله و تعداد بی شماری از پدرهای خانواده به کمپ و هزینه درمان و دارو، تا هزینه لوازم تحریر و ثبت نام مدرسه، تهیه جهزیه، بسته غذایی و ۲۷۰پرونده کودکان بی بضاعت را ما اصلا در بچه های آسمان،انجام نداده ایم و این کارها را بر و بچه های اصلاح طلب اندیشه کهنه انجام داده اند ،که از قضا یکی از ایشان درد ترک و خماری را خوب می شناسد.هر جای شهر را ببنید، برکات این شبه اصلاح طلبان ،که ماحصل رفتارشان ظهور احمدی نژاد هاست را می توانید ببینید.



*من اعتراف می کنم



ما روزی ده تا بیست غذا، از رستوران مجلس می گیریم و به ارباب رجوع های دفترمان نمی دهیم و در حالی که ایشان نون و ماست می خورند، حسن کریمی از بچه های دفتر دور میدان بهارستان این غذا ها را به عابران می فروشد و پولش را به حساب خیریه می ریزیم و باز خیریه به حساب مقصودی منتقل می کند. اینکه می گویند دفتر مقصودی به مراجعین شهرستانی اش هر روز ناهار می دهد، دروغ محض است و حسابداری مجلس هم برای مزاح ،ماهیانه یک میلیون بیشتر و کمتر ،پول غذای ارباب رجوع ،از حقوق مقصودی کم می کند.هفته پیش احمد برادران فرماندار ویژه سبزوار در لابی مجلس ما رو در حال خرید و فروش غذا دید و به سبحانی فر گفت: این ترابی ذاتش درسته، ولی طفلک تحت فشار مقصودی داره این کارای کثیف رو می کنه ،منم در حالی که اشک در چشمانم حلقه زده بود، به افق خیره شدم وگفتم تو رو خدا آبرومون رو نبرید.صدبار به مقصودی گفتم بابا از غذای مجلس و خیریه چیزی در نمیاد! بیا رب خوشاب رو صادر کنیم قفقاز و روسیه،بنز یک میلیاردی بندازیم زیر پای بچه ها، هی میگه نه! لیست صد تایی،پنجاه تایی می فرسته بهزیستی و کمک هزینه ازدواج می گیره. همینا میرن سر خونه زندگیشون، تا با هم دعواشون میشه، ما رو فحش میدن . آهشون ما رو گرفت! برادر عباد!برادر عباد! .ولی طرف رب رو در روسیه با ودکا می خوره ،کیف می کنه،آروغ قفقازی می زنه، دعاش میره تو روح آدم.



*من اعتراف می کنم:



خواهر من لیسانس روانشناسی نداره و سوم اکابر داره و اصلا شرکتی نیست و استخدام رسمی وزارت بهداشته اون سندی هم که اون عقب مونده امروز تو گروه های سبزوار گذاشت ،گویای همه چیزه.لطفا به این نیروهای شیرین عقلتون یه کم آموزش جیره خوری بدید.اینا یک قرون کار بلد نیستند.آدم باید کار کثیف رو هم تمیز انجام بده .مثل کار ما در خیریه بچه های آسمان.



و بالاخره من در مقابل ساحت اصلاح طلبی اقرار می کنم که اصلا واسطه بین اصلاح طلبان و دفتر حسین مقصودی نبودم و هیچ کاری برای این بچه ها نکردم و نامه هاشون رو می ریختم توی سطل اشغال .من مساعدت مالی شهرداری ششتمد رو که قرار بود شهردارش محمود باعثی اصلاح طلب باشه، دادم به بهادری شهردار اصولگرای داورزن. من دیگه حرفام تموم شد.... بذارید یه ذره بخوابم

فرهاد ترابی


بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظر شما
در زمینه ی انشار نظرات مخاطبان رعایت چند نکته ضروری است
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید خبر داغ مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است خبر داغ از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب, توهین یا بی احترامی به اشخاص ,قومیت ها, عقاید دیگران, موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است. نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.
نام:
ایمیل:
* نظر:
نیازمندیها
شماره تماس سمانه های نظارتی سازمان ها و نهادها
مشخصات مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری
لیست پارک ها و بوستان های شهر تهران به همراه آدرس
اطلاعات تماس سینماهای شهر تهران